یا بقیَةَ
هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت ،
من راست گفته ام که برای تو زنده ام...

خدایا...
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه درد است

برای شفای مادرم دعا کنین....
همین. ![]()
یا بقیَةَ
هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت ،
من راست گفته ام که برای تو زنده ام...

خدایا...
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه درد است

برای شفای مادرم دعا کنین....
همین. ![]()
حالم خوبه بهترم
ممنونم از دعاهاتون و توجهتون
فعلا یا علی
این وصیت، گرچه خطاب به حسنین - علیهما السلام - است ولى در حقیقتبراى تمام بشر تا پایان عالم است. این وصیت را عدهاى از محدثان ومورخانى كه قبل از مرحوم سید رضى وبعد از او مىزیستهاند با ذكر سند نقل كردهاند. البته اصل وصیتبیشتر از آن است كه مرحوم سید رضى در نهج البلاغه آورده است. اینك قسمتى از آن را مىآوریم:
اوصیكما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما و لا تاسفا على شيء منها زوی عنكما و قولا بالحق و اعملا للاجر و كونا للظالم خصما وللمظلوم عونا.
شما را به تقوى وترس از خدا سفارش مىكنم واینكه در پى دنیا نباشید، گرچه دنیا به سراغ شما آید وبر آنچه از دنیا از دست مىدهید تاسف مخورید. سخن حق را بگویید وبراى اجر وپاداش (الهى) كار كنید ودشمن ظالم ویاور مظلوم باشید.
اوصیكما وجمیع ولدی واهلی و من بلغه كتابی بتقوى الله و نظم امركم وصلاحذات بینكم، فانی سمعت جدكم صلى الله علیه و آله و سلم یقول:«صلاح ذات البین افضل من عامة الصلاة والصیام».
من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وكسانى را كه این وصیتنامهام به آنان مىرسد به تقوى وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البین سفارش مىكنم، زیرا كه من ازجد شما صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه مىفرمود:اصلاح میان مردم از یك سال نماز وروزه برتر است.
الله الله فی الایتام فلا تغبوا افواههم ولا یضیعوا بحضرتكم.والله الله فی جیرانكم فانهم وصیة نبیكم.ما زال یوصی بهم حتى ظننا انه سیورثهم.
خدا را خدا را در مورد یتیمان; نكند كه گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نكند كه در حضور شما، در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.
خدا را خدا را كه در مورد همسایگان خود خوشرفتارى كنید، چرا كه آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند. وى همواره نسبتبه همسایگان سفارش مىفرمود تا آنجا كه ما گمان بردیم به زودى سهمیهاى از ارث برایشان قرار خواهد داد.
والله الله فی القرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم.و الله الله فی الصلاة فانها عمود دینكم.و الله الله فی بیت ربكم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترك لم تناظروا.
خدا را خدا را در توجه به قرآن; نكند كه دیگران در عمل به آن از شما پیشى گیرند. خدا را خدا را در مورد نماز، كه ستون دین شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام كه زنده هستید آن را خالى نگذارید، كه اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمىشوید وبلاى الهى شما را فرا مىگیرد.
والله الله فی الجهاد باموالكم وانفسكم و السنتكم فی سبیل الله. وعلیكم بالتواصل والتباذل وایاكم والتدابر و التقاطع. لا تتركوا الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فیولى علیكم شراركم ثم تدعون فلا یستجاب لكم.
خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا. وبر شما لازم است كه پیوندهاى دوستى ومحبت را محكم كنید وبذل وبخشش را فراموش نكنید واز پشت كردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید. امر به معروف ونهى از منكر را ترك مكنید كه اشرار بر شما مسلط مىشوند وسپس هرچه دعا كنید مستجاب نمىگردد.
سپس فرمود:
اى نوادگان عبد المطلب، نكند كه شما بعد از شهادت من دستخود را از آستین بیرون آورید ودر خون مسلمانان فرو برید وبگویید امیرمؤمنان كشته شد واین بهانهاى براى خونریزى شود.
...الا لا تقتلن بی الا قاتلی. انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة، و لا تمثلوا بالرجل، فانی سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول:«ایاكم و المثلة و لو بالكلب العقور».(2)
آگاه باشید كه به قصاص خون من تنها قاتلم را باید بكشید. بنگرید كه هرگاه من از این ضربت جهان را بدرود گفتم او را تنها یك ضربتبزنید تا ضربتى در برابر ضربتى باشد. و زنهار كه او را مثله نكنید(گوش وبینى واعضاى او را نبرید)، كه من از رسول خدا شنیدم كه مىفرمود:«از مثله كردن بپرهیزید، گرچه نسبتبه سگ گزنده باشد».
منبع: كتاب فروغ ولایت ص778 آیت الله شیخ جعفر سبحانى

فان حزب الله هم الغالبون
خداوند مهربان به ما فرمود:
ای بنده من،
آنگاه كه تنها شدي و در جستجوي يك تكيه گاه مطمئن هستي
بر من تكيه كن ( سوره نمل آيه 79)
آنگاه كه نا اميدي بر جانت پنجه افكند و رها نمي شوي به من
اميد وار باش ( سوره زمر آيه 53)
آنگاه كه دوست داري به آرزويت برسي به در گاهم دعا كن
تا اجابت كنم ( سوره فاطر آيه 5 )
آنگاه كه دوست داري كسي همواره به يادت باشد به ياد من
باش كه من همواره به ياد تو هستم (سوره بقره آيه 152)
هنگامی که بندگان من از تو درباره من سوال کنند (بگو: ) من نزدیکم، دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا میخواند؛ پاسخ میگویم. پس باید دعوت مرابپذیرند؛ و به من ایمان بیاورند؛ تا راه یابند ( و به مقصد برسند) ( بقره آیه ۱۸۶)
...
و من می گم:
این قدر در میزنم این خانه را
تا ببینم روی صاحب خانه را
داشتم فکر می کردم چقدر دل آقا خونه از دست ما شیعیان جاهل و یا شاید هم مغرض. . . .
مگه خودشون به شیخ مفید نگفتند که:چیزی جز اعمال شیعیانمان ما را در زندان غیبت محبوس نکردهاست!!
میفهمیم یعنی چی!! امام زمانمون؛ خلیفهخدا روی زمین به خاطر اعمال من و شما تو زندانه!!! اصلا چند درصد ما میدونیم امام یعنی چی؟؟ حتما فکر میکنیم امام زمانم یکیه مثلا مثل امام خمینی!!! نه به خدااااااااا این طوری نیست. . . .
امام زمان یعنی خدای روی زمین. خلیفهالله به اذنالله. میفهمیم یعنی چی؟؟؟ کاش میفهمیدیم. چقدر غریبند اهل البیت.
بالاخره یه جمعهای میاد. یه جمعهای از کنار کعبه ندای انا بقیةالله آقامون رو میشنویم. اون وقت چهطور میخوایم تو چشم آقا نگاه کنیم؟؟؟ اگه اون جمعه فردا باشه . . . . .
. . . نه امام زمان جان؛ فردا مامانبزرگم خالهام رو پاگشا کرده؛ مهمونی به هم میخوره؛ باشه حالا هفته بعد!!!!!!!!!!![]()
دلت میخواد گریه کنی؟
دلت میخواد اشکات صورتت رو بپوشونه و طعم شور اشکات رو لای لبات حس کنی؟
دل میخواد صدات رو رها کنی و با تمام توانت فریاد بزنی.
دلت میخواد . . . .
اما نمیتونی؛ مجبوری ملاحظه n نفر رو بکنی. حضور n نفر رو در نظر بگیری که نباید اشکات رو ببینن و نباید صدای نالهات رو بشنوند. حالا هر کسی از یه لحاظ. . .
این طوری میشه که بغضت توی گلوت محبوس میشه و نفست بالا نمیاد.
اشکهایی که به زحمت نذاشتی بیرون بیاند به کره ی چشمت فشار میارند و چشمهات درد میگیره. . . .
توی تاریکی و دل شب میتونی تا دلت بخواد اشک بریزی و صورتت رو خیس خیس کنی اما باز هم نمیتونی صدات رو آزاد کنی و همیشه این فریاد توی سینهات محبوس میمونه.
. . . نمیدونم کی یه روزی میاد که بتونم تمام این فریادها رو بیرون بریزم و سنگینی این وزنه رو از روی این سینه نحیف بردارم.
کاش یه جایی رو می ساختن که هر وقت هر کی غصه دار میشد بره اونجا تا دلش می خواد داد بزنه
یه جایی که هیشکی هیشکی صدات رو نشنفه
کاش به جای اینهمه سینما که فیلمهخای بعضا چرت تخویل مردم میدن یا این پارکهایی که تا دلت بخواد توشون انسانهای بی خیا و تریاکی و بی فرهنگ ریخته یه همچین جایی رو درست می کردن تا مردم اینهمه غصه های بزرگ بزرگ رو تو دلهای قرمز و کوچیکشون نگه ندارن
بابا این دل هم طاقتی داره دیگه
هیچوقت یادم نمیره چندین سال قبل یه روز انقدر دلم گرفت که ماشینو روشن کردم رفتم بالای یه کوهی تو جاده های گچسر
اونجا انقدر داد زدم و گفت ای خداااااااااااااااااا صدامو می شنوی؟؟؟
(البته شکی نداشتم که خدا صدای من رو از همه جا حتی از هسته زمین هم میشنوه ولی خب دیگه حال میداد اینجوری بگم حس می کردم الانه که خدا بگه آره می شنوم بگو ، چی می خوای؟)
آخ که داد زدن بدون اینکه فکر آبرو حیثیتت باشی خیییییییییییلی حال میده
بدون اینکه کسی بهت بگه هیسسسسسس
چه مرگته بابا همسایه ها می شنون یوااااااااااااااااااااش![]()
![]()
خلاصه تا یه یکی دو روز صدام به کل در نمی اومد
ولی اصلا لازم هم نبود صدام در بیاد
چون هر چی که باید می گفتم همون بالا بالاها گفتم
حالا هم دلم مثل اون روزا گرفته...
برام دعا کنین
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَيفَ بَشَر
|
ميلاد امام علي بن ابيطالب علی علیه السلام بر شما مبارکباد |
خجسته زاد روز مولود کعبه، فخر بشریت، شاه دو عالم، حیدر کرار، شیر خدا، مرد مردان، امیرمومنان علی علیه السلام بر تمامی بشریت و بر شیعیان عاشق آن حضرت فرخنده و مبارک و نیکو باد
عزيزا!
چه زيبا مولودي كه كعبه به عظمت نامش به طواف مي آيد
و فرشتگان به سجده مي افتند...
و علي مي آيد كه دليل عشق شود
و شكوه آفرينش...
و برازنده نام مقدس پدر...
و من عاشقانه ناز نگاه علي را از تو مي جويم
تا بر جان يتيمم مرهمي باشد...

علی آن شير خدا شاه عرب ------------------ الفتی داشته با اين دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است ---------------- دل شب محرم سر الله است
شب شنفته ست مناجات علی ----------- جوشش چشمهی عشق ازلی
شاه را ديده به نوشينی خواب ---------------------- روی بر سينه ديوار خراب
قلعه بانی که به قصر افلاک --------------------- سر دهد نالهی زندانیِ خاک
اشکباری که چو شمع بيزار---------------------- میفشاند زر و می گريد زار
دردمندی که چو لب بگشايد ----------------------------- در و ديوار به زنهار آيد
کلماتی چو دُر آويزهی گوش ------------------- مسجد کوفه هنوزش مدهوش
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی

فجر تا سينهی آفاق شکافت ------------------ چشم بيدار علی خفته نيافت
ناشناسی که به تاريکی شب ---------------------- میبرد شام يتيمان عرب
پادشاهی که به شب برقع پوش ----------------- میکشد بار گدايان بر دوش
تا نشد پردگی آن سر جلی -------------------- نشد افشا که علی بود علی
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی
شاهبازی که به بال و پر راز ---------------------------- میکند در ابديت پرواز
عشقبازی که هم آغوش خطر ------------------------- خُفت در خوابگه پيغمبر
آن دم صبح قيامت تاثير---------------------------- حلقهی در شد از او دامنگير
دست در دامن مولا زد در --------------------------- که علی بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو ---------------- زينبش دست به دامان که مرو
شال میبست و ندايي مبهم ----------------------- که کمربند شهادت محکم
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی

پيشوايي که ز شوق ديدار -------------------------- می کند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديت حق -------------------------- سر به محراب عبادت منشق
میزندپس لب او کاسهی شير ---------------- میکند چشم اشارت به اسير
چه اسيری که همان قاتل اوست ----------- تو خدايي مگر ای دشمن دوست
شبروان مست ولای تو علی *** جان عالم به فدای تو علی
در جهانی همه شور و همه شر-----------------------ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَيفَ بَشَر
کفن از گريهی غسّال خجل --------------------------- پيرهن از رخ وَصّال خجل
شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی
آقا جونم امسال روز تولدت دل همه شیعه هات خونه هاااا
دیدی امسال خیلی از بچه های لبنانی که تو رو خیلی خیلی دوستت داشتن نتونستن تولدت رو جشن بگیرن
خیلی از بچه های عراقی و افغانی توی عزای پدر و مادرشون زانوی غم بغل کردن
بچه های کوچیکی که هر سال دست بابا ماماناشون رو می گرفتن و روز تولدت می رفتن بیرون
هم شیرینی پخش می کردن و خنده های شیرینشون رو بدون کوچیکترین منتی به دلهای غمزده و سیاست زده ما هدیه می کردن دیگه الان بین ما نیستن...![]()
ديده بگشا اي به شهدِ مرگِ نوشينت رضا
ديده بگشا بر عدم اي مستيِ هستي فزا
ديده بگشا اي پس ازسوء القضا حسن القضا
ديده بگشا ازكرم ، رنجورِ دردستان ، علي
بحر ِمرواريدِ غم ، گنجورِ مردستان ، علي
ديده بگشا رنجِ انسان بين و سيلِ اشك وآه
كبرِ پَستان بين و جامِ جهل و فرجامِ گناه
تير و تركش ، خون وآتش ، خشمِ سركش ، بيمِ چاه
ديده بگشا بر سِتم ، دراين فريبستان ، علي
شمعِ شبهاي دژم ، ماهِ غريبستان ، علي
ديده بگشا نقشِ انسان ماند باجامي تهي
سوخت لاله ، مرد لِِِِِِيلي ، خشك شد سروِ سهي
زآگهي مان جهل ماند و جهل ماند از آگهي
ديده بگشا اي صنم اي ساقيِ مستان ، علي
تيره شد از بيش و كم ، آيينة هستان ، علي
آقا جون دلم گرفته
امسال تولدت نجف نیستم
یادته بپارسال تولدت برات یه شاخه گل مصنوعی اوردم؟ آخه فروشگاه گل طبیعی اونجا پیدا نمیشد
یادته اقا وقتی گل رو توی گلدون توی حرمت گذاشتم خجالت کشیدم که مصنوعیه اونم یه شاخه![]()
آخه پول هم کم همراهم بود![]()
![]()
ولی تو لبخند زدی بهم
به خدا که لبخندت رو حس کردم![]()
حالا خودت به من بگو
دلم برات تنگ نشه؟؟؟؟
من که می دونم تو مهربون تر از این حرفایی
بیا اینم یه شاخه گل دیگه![]()
این بار دیگه مصنوعی هم نیست
اینترنتیه ![]()
می دونم قبول می کنی
به خدا دوستت دارم آقا جونم
|
حيدر، صفدر، عين الله ، يدالله ، سيف الله ، اسدالله ، حجت الله ، نورالله |
اسمها |
|
ظهير، امين الله ، اميرالمومنين، مرتضي، يعسوب ، نباالعظيم، قاسم,بحرالعلوم |
لقبها |
|
ابوالحسن ، ابوالحسين ، ابوالحسنين ، ابوتراب |
كنيه |
|
.عمروبن عبدالمطلب معروف به ابوطالب عمران |
نام پدر |
|
.فاطمه بنت اسد |
نام مادر |
|
13 رجب سي سال بعد از عام الفيل. |
زمان تولد |
|
.خا نه كعبه |
محل تولد |
|
.21 رمضان سال چهلم هجري |
زمان شهادت |
|
.63 سال و دو ماه و 7 روز |
مدت عمر |
|
30سال اما مت ظا هري چهارسال و 6 ماه و 22 روز |
مدت امامت |
|
.محراب مسجد كوفه |
محل شهادت |
|
عبدالرحمن بن ملجم مرادي از خوار كه به تحريك زني به نام |
قاتل |
|
.نجف اشرف |
محل دفن |
|
امام حسن ، امام حسين ، محمد حنفيه ، عمرو عاص ، جعفر، عثمان ، عبدالله |
فرزندان پسر |
|
.زينب ، ام كلثوم ، رقيه ، ام الحسن ، نفيسه ، رقيه ، صغري ، نقيه |
فرزندان دختر |
|
.مقداد ، سلمان ، ابوذر |
اصحاب حقيقي ايشان |
|
در تمام غزوات پيامبربه جز چند تا شركت داشتند در مدت امامت ظاهري :سه جنگ عمده انجام دادند ـ جنگ "جمل" با پيمان شكنان ـ جنگ" صفين" با متجاوزان ـ جنگ "نهروان" با خوارج |
جنگها |
|
روز غدير 18 ذيحجه |
خلافت و وصايت انتصاب به |
| زنده كردن" ام فروه ", تقليل آب فرات ، بينا كردن چشم دختر يتيم و..... برگرداندن خورشيد |
معجزات |
|
يكشنبه |
روز زيارتي |
|
.هميشه دشمن ستمگران و ياور مظلومان باشيد |
سخني از آن حضرت |
|
|
كودك مولود كعبه -
نوجوان ايمان آورنده به رسول خدا ص -
هاشمي از نسل بني هاشم -
امام كه كنيه اش ابوالحسن است -
نمازگزار با پيامبر اسلام -
جانشين و وزير پيامبر خدا ص -
گردآورنده قرآن كريم -
بت شكن بر بام كعبه -
مبارز در راه اسلام -
موسس تاريخ هجري قمري -
شهيد محراب عبادت -
انسان كه از قبر محشور مي شود -
پرچمدار كه وارد بهشت مي شود -
دشمنان حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف چه کسانی هستند۱- شیطان
از امام صادق (ع) پرسيدند:
اين كه خداوند به شيطان فرمود فانک من المنتظرين الي يوم الوقت المعلوم (1)
به تو مهلت داده خواهد شد تا روز معيني. اين وقت معلوم چه زمانى خواهد بود؟
فرمود: آيا پنداشته اى اين روز، روز قيامت است؟ خداوند تا روز قيام قائم ما، به شيطان مهلت داده است 0 وقتى خداوند اوقائم را مبعوث مى كند، حضرت به مسجدكوفه مى رود. در آن هنگام شيطان در حالى كه با زانوان خود راه مى رود، به آن جا مى آيد ومى گويد: اى واى بر من از امروز.
حضرت مهدى (ع) پيشانى او را مى گيرد وگردنش را مى زند و آن هنگام، روز وقت معلوم است كه مهلت شيطان به پايان مى رسد. (2)
در جاى ديگرى مى خوانيم: امام صادق (ع) در تفسير اين آيه فرمود: ابليس از خداوند خواست كه او را تا روز رستاخيز مهلت دهد، ولى خداوند آن را رد كرد و فرمود: تا روز وقت معلوم، تو از مهلت داده شده ها هستى، چون روز وقت معلوم فرا رسد، ابليس با تمام پيروانش كه از زمان خلقت آدم تا آن روز از او پيروى كرده اند، ظاهر مى شود و آن در آخرين رجعتِ امير مؤمنان (ع) اتفاق مى افتد.
آنگاه امام صادق (ع) توضيح مى دهد كه چگونه سپاه ابليس در سرزمين. "روحا" در نزديكى كوفه اجتماع مى كنند واصحاب امير المؤمنين (ع) براى نبرد با آن ها آماده مى شوند ومهم ترين جنگ تاريخ بشرى در آن روز واقع مى شود و سرانجام سپاهيان ابليس، شكست مى خورند وخود ابليس پا به فرارمى گذارد و رسول اكرم (ص) او را دنبال مى كند و از ميان شانه هايش يك ضربت كارى وارد مى كند واو را به هلاکت مى رساند. پس از هلاكت شيطان وپيروانش، ديگركسى جز خدا را نمى پرستد و هرگزكسى به خداوند شرك نمى ورزد. (3)
۲- خزیمه
فرمانده سپاه سفيانى وعنصر پليدى از امويان است. دوازده هزار نفر از سپاه سفيانى به سوى مكه ومدينه حركت مى كنندكه خزيمه پرچمدار آن سپاه است. چشم چپ اوكور است وپرده سفيدى روى چشمش را گرفته است. او قساوت پيشه اى است كه مردم را مثله مى كند وهمه جا را مى كوبد تا وارد مدينه مى گردد. در آن جا مستقر مى شود و در جست وجوى بزرگ مردى از خاندان پيامبر(ص)، سپاهى گران به سوى مکه گسيل مى داردكه پرچمدار آن، مردى از طايفه غطفان است. (۴)
ادامه دارد...
ا. لسان العرب ج 1 ص 0495
2. عصر ظهور على كورانى ص 34 1.
3. بحارالانوار ج53 ص 42 تفسير برهان ج 2، ص 343 الزام الناصب ج2 ص 332
۴..امام مهدى(ع) ازولادت تا ظهور، سيد محمدكاظم قزوينى ص 541.
.jpg)
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست میگیری
و از پشت تریبون المنار
با نعرههایت
چرت ما را پاره میکنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشههای سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت میگذاری
که ما را به یاد خمینی میاندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربی، سید حسن!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی
تا فردا در بهشت
برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت
که نمیدانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه میخوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشکهایت
به ریاض که نمیرسد؟!
امید مهدینژاد
این المعد لقطع دابر الظلمه
این رو حتما ببینین : لبیک یا حسین
اللهم عجل لولیک الفرج
کلمح البصر او هو اقرب یا محمد یا علی![]()
![]()
|
اسرائيل در نظر خداوند بسم الله الرحمن الرحيم | |
| از بنى اسرائيل بپرس: (چه اندازه نشانههاى روشن به آنها داديم؟) [ولى آنان، نعمتها و امكانات مادى و معنوى را كه خداوند در اختيارشان گذاشته بود، در راه غلط به كار گرفتند.] و كسى كه نعمت خدا را، پس از آن كه به سراغش آمد، تبديل كند [و در مسير خلاف به كار گيرد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد] كه خداوند شديد العقاب است. |
|
ما به بنى اسرائيل در كتاب [تورات] اعلام كرديم كه دوبار در زمين فساد خواهيد كرد، و برترىجويى بزرگى خواهيد نمود. هديه كودكان پست فطرت اسرائيلي به كودكان معصوم و مسلمان لبناني |
به همين جهت بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس انساني را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشدچنان است كه گويي همه انسانها را كشته و هر كس انساني را از مرگ رهايي بخشد چنان است كه گويي همه انسانها را زنده كرده است و رسولان ما دلايل روشني براي بني اسرائيل اوردند اما بسياري از انها پس از آن در روي زمين سرپيچي و اسراف كردند جزء 6 سوره المائدة آيه 32
سپس] بنى اسرائيل را در جايگاه صدق [و راستى] منزل داديم؛ و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم؛ [امّا آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!] و اختلاف نكردند، مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قيامت، در آنچه اختلاف مىكردند، ميان آنها داورى مىكند! جزء 11 سوره يونس آيه 93


ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم؛ و رسولانى به سوى آنها فرستاديم؛ [ولى] هر زمان پيامبرى حكمى بر خلاف هوسها و دلخواه آنها مىآورد، عدهاى را تكذيب مىكردند؛ و عدهاى را مىكشتند. جزء 6 سوره المائدة آيه 70






اين قرآن اكثر چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن اختلاف دارند براى آنان بيان مىكند؛ جزء 20 سوره النمل آيه 76
|
| جزء 1 سوره البقرة آيه 61 | |
|
و [نيز به خاطر بياوريد] زمانى را كه گفتيد: (اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفا كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مىروياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.) موسى گفت: (آيا غذاى پستتر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مىكنيد؟! [اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان] در شهرى فرود آئيد؛ زيرا هر چه خواستيد، در آنجا براى شما هست.) و [مهر] ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائى شدند ؛ چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مىورزيدند؛ و پيامبران را به ناحق مىكشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند.
| |
| 2- جزء 4 سوره آل عمران آيه 112 | |
| هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، [و تجديد نظر در روش ناپسند خود،] و [يا] با ارتباط به مردم [و وابستگى به اين و آن]؛ و به خشم خدا، گرفتار شدهاند؛ و مهر بيچارگى بر آنها زده شده؛ چرا كه آنها به آيات خدا، كفر مىورزيدند و پيامبران را بناحق مىكشتند. اينها بخاطر آن است كه گناه كردند؛ و [به حقوق ديگران،] تجاوز مىنمودند. | |
|
وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ | |
|
و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند؛ [زيرا] حزب و جمعيّت خدا پيروز است. جزء 6 سوره المائدة آيه 56 اللهم عجل لوليك الفرج |
آن بالا زیر عکس ضریحت نوشته ام من ساکن نجف هستم
آمدم آن را پاک کنم
ولی تصمیمم عوض شد
من برای همیشه ساکن نجف خواهد بود
برای همیشه
...
خواستم رها کنم و بروم اما
دلم برایت تنگ شد
گریستم و نوشتم
نوشتم که می خواهم باز از تو بنویسم
انقدر بنویسم که دلت برایم بسوزد
اینجا این صفحه ها تنها یادگاری است که از تو دارم
کاش یادم می رفت نزدیک اذان ... صفای حرمت
یادش به خیر
غروبها دلم که می گرفت
به نیت زیارت تو
و زیارت بابایم آدم و زیارت نوح
بیرون می امدم
به حرم که می رسیدم با کلون در می زدم و وارد می شدم
دلم برای بوی خوب درهای حرمت تنگ شده
و بوی تو...
یادت هست بوی تو مستم می کرد ؟؟
یادت هست نگاهم را به احترامت به زمین می دوختم و رویم را می گرفتم
دیگر تنها صدای تو را می شنیدم که می گفتی احسنت دخترم
و لبخند تو را می دیدم لبخندت را که عاشقش هستم لبخندت را لبخند زیبایت را مولا مولا
دیدی با من چه کردی
به خدا دلم گرفته بگذار نگویم
دلم برای حرمت تنگ شده
می رفتم کنار یکی از حجره ها می نشستم روبروی ایوان طلا
و فقط به کبوترهایی نگاه می کردم که عاشقانه و سپید
گرد گنبد زیبای حرمت پروااااااااااز می کردند
رها و رها
زائر ها را می دیدم که مخلصانه و با عشششششق و شوق
اعمال مخصوص زیارتت را انجام می دادند
نماز می خواندند گریه می کردند دعا می کردند خداحافظی می کردند سینه می زدند حاجت می خواستند یا با رییس کاروان قرار می گذاشتند
یا جوانی را می دیدم که با همان چهره نورانی بسیجی اش تنهایی گوشه ای نشسته و نوحه می خواند و گریه می کند...
دلم تنگ شده برای ان شبها
می رفتم به هر بهانه ای که بود با زائرها حرف می زدم یا کارشان را راه می انداختم یا مترجمشان می شدم التماس دعا می کردند و من خجالت می کشیدم
وقتی می فهمیدند من ساکن نجفم دلشان می سوخت و من کیف می کردم که تو مال منی و نه قرار است که از تو جدا شوم نه فردا برگردم ایران و کیف می کردم که فقط من هستم که هر وقت دلم خواست میایم برای زیارتت
انگار تو را فقط برای خودم می خواستم می خواستم فقط من بنده تو باشم و تو فقط مولای من باشی
حسود بودم ... یادم رفته بود که شماها رحمت للعالمین هستید نه فقط برای من
چهارشنبه شبها می رفتم سهله نماز می خواندم
یادت هست حواسم خیلی جمع بود
هر کسی که نزدیکم می شد فکر می کردم مهدی است
هر کسی که دور می شد فکر می کردم مهدی است
می دویدم دنبالش
مثل دیوانه ها
ولی می دیدم خال نداشت
می دیدم ابروهایش پیوسته نیست ... بر می گشتم
می رفتم تمام جاهای مسجد را نگاه می کردم مگر می شد که یار در خانه اش نباشد
او بود ... من نمی دیدم
شب های محرم
فاطمیه
رمضان
قدر
یا خدا
پنج شنبه شبها می رفتیم کربلا
بین الحرمین قدم می زدم پشت سر : عباس.. روبرو : حسین
یواشکی می چرخیدم هر چه می دیدم فقط حرم و گنبد طلایی رنگ بود
دلم برای همه شما تنگ شده اقا تو که خودت می دانی...
اقا دوستت دارم علی جانم ای علی ای اقای من کاش در راهت به خون کشیده شوم
یادت هست اقای من؟
می دانی کدام غم من را می کشد؟؟؟؟ اینکه یادم رفته تو چطور تبسم می کردی
یادم رفته بوی تو
بوی تو آقا
بوی تو
در خواب و بیداری تنفست می کردم
تو جاری بودی پیوسته مدام
در رگهای شهر
هوا
آب
نماز
تو بودی
تو بودی
علی
تنهایم نگذار
به خدا گناه دارم
چرا عاشقم کردی ؟
علی جانم علی علی علی
دلم تنگ است
روحم درد می کشد قلبم بی تاب است
نمی دانم چه می گویم...
دلم برایت تنگ شده آقا
دلم برایت تنگ شده...
حرف رو بنداز زمین صاحبش میاد بر میداره:
از خدا خواهيم توفيق ادب
بيادب محروم ماند از لطف رب
بيادب تنها نه خود را داشت بد،
بلكه آتش بر همه آفاق زد
هر چه بر تو آيد از ظلمات و ز غم
آن ز بيباكي و گستاخيست هم
هر كه بيباكي كند در راه دوست
رهزن مردان شد و نامرد اوست.
سلام دوستان قدیمی و خوبم
تقریبا نزدیک به یک سال از گشایش این وبلاگ می گذره
براتون خیلی حرفها نوشتم
از مولامون علی (ع) از خوبیهاش از حرفهاش از کردارش از شهادتش ...
اما مثل اینکه این وبلاگ هم مثل هر چیزی باید به حس تلخ خداحافظی تن در بده
من آقامو دوست داشتم و دارم
ولی مثل اینکه آقا ... از من خوششون نمیاد![]()
نمی دونم شاید از اون بنده ها هستم که باید سریع فروختشون
به هر حال این وبلاگ برای همیشه مثل یه خاطره توی ذهنم باقی می مونه
نمی دونین چه حسی دارم الان که دارم از تک تک شما خداحافظی می کنم
از این وبلاگ خداحافظی می کنم
از همه چی و همه کس دارم خداحافظی می کنم
حتی از عزیزترین کسانم
میخوام برم یه جایی که هیچ کسی هیچوقت پیدام نکنه
حس وحشتناکیه
ولی بهتر از موندن و زجر کشیدنه
برای دست زدن به همچین کاری احساسی لازمه که اون هم تا دسته توی کمرم فرو رفته
این وسط فقط یه چیزی دلم رو ریش ریش می کنه
اونم اینه که من
حتی توی بدترین بیماریهام توی بدترین شرائط
واسطه بین مولا و حاجتمندان شدم
نامه هاشون رو توی ضریح آقا انداختم
توی بدترین شرایط جنگ زمانی که طرفدارهای مقتدا توی میدونهای سوت و کور نجف سر پلیس ها رو می بریدن و باهاش فوتبال بازی می کردن ، اگه کسی ازم خواست همین الان برم توی حرم دعاش کنم همون لحظه لباسام رو پوشیدم و رفتم دعاش کردم
اما چه فایده
دلم که عاقبت شکست
نه کسی پیام من رو به آقام رسوند
نه خود آقا یه نگاهی...
پیام من که رساند به یار مهر گسل؟؟
که بر شکستی و ما را هنوز پیوند است![]()
نمی دونم
شاید من روی پیشونیم چیزای دیگه ای نوشته
من از همون اولش می دونستم محبت آقا به من نیومده
شد جریان حضرت یوسف و اون پیرزنه !...
نخواستی منو آقا؟
گذاشتی با دست ها و افکار پلید و پستشون زندگیمو نابود کنن
تنهام گذاشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باشه خیالی نیست
هر چی تو بخوای ...من که یه بار هم قبلا بهت گفتم
هر کاری کنی دوستت دارم:
به تیغم گر زنی دستت نگیرم
وگر تیغم زنی منت پذیرم
دیگه حرفی ندارم
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
آقاجونم ... مهربونم ...
نمی گم دلمو شکستی ولی...![]()
گذاشتی دلمو بشکنن اونم نه یکی دو نفر ...خییییییییییییییلی ها
گیرم که من بدترین همسایه ت بودم بدترین بنده ت بودم
اما به امید تو اومده بودم اونجا ... به امید تو به امید عباس به امید پسرهات..
...
قدر اهل درد صاحب درد می داند که چیست
مرد صاحب درد ، درد مرد می داند که چیست
هر زمان در مجمعی گردی... چه دانی حال ما؟؟
حال تنها گرد، تنها گرد می داند که چیست
آتش سردی که بگدازد درون سنگ را
هر که را بودست آه سرد می داند که چیست
بازی عشقست کینجا عاقلان در شش درند
عقل ، کی منصوبه ی این نرد می داند که چیست؟؟؟
قطره ای از باده عشقست صد دریای زهر
هرکه یک پیمانه زین می خورد می داند که چیست
وحشی آن کس را که خونی چند رفت از راه چشم
علت آثار روی زرد می داند که چیست
اینم حرف آخرم :
دشمن طاووس آمد پرّ او
اي بسي شه را بكشته فرّ او
گفت من آن آهوم كز ناف من
ريخت آن صياد خون صاف من
اي من آن روباه صحرا كز كمين
سربريدنش براي پوستين
اي من آن پيلي كه زخم پيلبان
ريخت خونم از براي استخوان
آنكه كشتستم پي مادون من
مي نداند كه نخسبد خون من
بر منست امروز و فردا بر وي است
خون چون من كس چنين، کی ضايع است؟؟
گر چه ديوار افگند سايه دراز
باز گردد سوي او آن سايه باز
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
سوي ما آيد نداها را صدا
یا علی مدد
خداحافظ ![]()